تجاوز سه مامور نيروي انتظامي به يک دختر 16 ساله در ورامين از زبان یکی از هموطنان :
ماجرا آنقدر وحشتناك است كه باور نكردنش در اولين ثانيه پس از شنيدن امري كاملاً طبيعي باشد. تجاوز سه مأمور نيروي انتظامي به يك دختر فراري كه براي نجات خودش به آنها پناه برده چيزي جز علامتي كه سقوط اخلاقي يك جامعه را نشان مي دهد نيست. وقتي حسين خاني خبرنگار حوادث روزنامه ايران ماجرا را برايم تعريف كرد مو بر تنم راست شد.
داستان خيلي ساده است و در عين حال تكان دهنده. دختري 16 ساله در شهرستان ورامين از خانه فرار مي كند و به خانه دوستش پناه مي برد. دوست هم سن و سالش بعد از صحبت فراوان دخترك را راضي مي كند كه به خانه برگردد. اما پدر و مادر دخترك از پذيرشش سر باز مي زنند. دخترك به پليس پناه مي برد و به آنها زنگ مي زند. ماموران پليس بجاي پناه دادن به دخترك تا صبح به او تجاوز مي كنند. شرم آور است. شرم آور.
يکشنبه هفته آينده دادگاه اين سه مامور در شعبه 72 دادگاه كيفري برگزار مي شود. ممكن است بپرسيد چطور اينقدر سريع محاكمه اين سه نفر برگزار مي شود. سئوال خوبيست. جواب البته مشخص است. مسئله مسئله تجاوز به عنف است. بايد ديد آيا براي اين ماجراي تلخ و دردناك كسي سينه چاك مي كند؟ يا نه. ماجرا مثل حادثه دانشگاه كرمانشاه با سكوت برگزار مي شود. راستي كدام مهمتر است. كنترل حجاب مردم يا كنترل خودمان؟
اعتراف يكي از 3 مامور متجاوز :دختر جوان را هر 3 مورد تجاوز
قرار داديم
در رژيم منفور اسلامي اتفاق افتاد
تحقيقات از 3 مامور نيروي انتظامي كه متهم هستند به يك دختر جوان
فراري تجاوز كرده اند روز گذشته در شعبه 72 برگزار شد و يكي از سه مامور تمام
جزئيات ماجرا را براي قضات توضيح داد.
اين مامور گفت : زماني با دختر جوان اشنا شديم كه مردي با 110 تماس گرفت و گفت دخترانش توسط زني به بي راهه كشيده
شده اند و حالا انها را به خانه اورده است . ما هم براي رسيدگي به شكايت اين مرد در
محل حاظر شديم و انها را به كلانتري برديم اما او از شكايتش صرف نظر كرد و گفت
دخترانم را به خانه مي برم و از اين زن شكايتي ندارم.
خواستيم او را به خانه اش ببريم اما چون حجاب مناسبي نداشت افسر گشت گفت بايد بازداشت شود . دختر
جوان حاظر نشد نشاني خانه پدرش را بدهد و گفت پدر و مادرش از پذيرش او خودداري مي
كنند و او يك دختر فراري است . افسر گشت به بهانه اينكه دختر جوان بايد بازداشت شود
او را سوار ماشين كرد در راه از حرفهاي افسر گشت فهميدم كه قصد دارد به اين دختر
تجاوز كند از انجايي كه او دختري فراري بود افسر گشت به من گفت كه اينگونه دختران
شكايت نمي كنند و اگر هم اين كار را بكنند كسي حرفشان را باور نمي كند .
من وسوسه شدم و پذيرفتم كه ان دختر را مورد تجاوز قرار دهيم . اين در
حالي بود كه افسر گشت به معاون كلانتري هم زنگ زد و گفت تا سر قرار حاظر شود بعد از
اين تماس بود كه فهميدم انها قبلا هم چنين كاري كرده اند و براي اين كار خانه اي
دارند . پس از امدن معاون كلانتري با هم به ان خانه رفتيم .
او ادامه داد: به ان دختر جوان گفتيم بايد بازداشت شود و اين خانه بازداشتگاه است اوخودش
وارد خانه شد و بعد ما هر 3 او را مورد تجاوز قرار داديم . دختر جوان خيلي عذاب مي
كشيد اما چون فكر نمي كرديم كه شكايت كند توجهي نمي كرديم اين دختر اصلا در شرايط
خوبي نبود .
با توجه به اعترافات اين مامور پليس، تحقيقات در شاخه اي
ديگر اغاز شد و قضات دريافتند افسر گشت و معاون كلانتري دختران ديگري را هم در همان
خانه مورد تجاوز قرار دادند . هر چند افسر نگهبان و معاون كلانتري در دادگاه اعلام
كرده اند كه اتهامات وارده دروغ است اما ماموري كه راننده ماشين بوده و روز حادثه
اين افراد و دختر جوان را به ان خانه برده و سومين مامور متجاوز است تجاوز به اين
دختر را تاييد كرده .
اين در حالي است كه مرد شاكي ( همان شخصي كه پليس
با شكايت او دختر جوان را دستگير كرد) نيز شهادت داده كه دختر جوان را پليس از خانه
اش دور كرده و او در كلانتري رضايت داده است و 2 پليسي كه دستگير شده اند رانند و
افسر گشت بوده اند كه روز حادثه هم در خانه او حاظر شدند .
اين درحاليست كه هر سه مامور ( معاون كلانتري 17 ورامين ،افسر گشت و راننده كه او هم از
ماموران كادر بوده است ) در حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي به تجاوز به دختر جوان
اعتراف كرده اند و دختر جوان همچنان به شكايت خود باقي است